معجزه ی نوشتن

《در مقابل زندگی هامان احساس کوتولگی میکنم.》
_کتاب جزء از کل؛ استیو تولتز
همان چیزی که دنبالش میگشتم. احساس کوتولگی! اگر استیو تولتز این عبارت را نمینوشت، اگر من این کتاب را نمیخواندم این جای خالی برای توصیف احوالاتم هرگز پر نمیشد.
معجزه نوشتن و لذت خواندن و کشف کردن همین است.
گاهی خودت را بین کتابها پیدا میکنی. گره آزار دهنده ای که گوشه ی ذهنت جا خوش کرده با خواندن یک متن کوتاه باز میشود. گاهی نجات پیدا میکنی از نمیدانم ها و شایدها و معماهای به ظاهر ساده و به باطن زجرآور!
جواب تو آنجاست، همانجا که یک نفر تمام افکارش را به هم چسبانده، از واقعیت تا خیال را صد بار گز کرده تا چیزی به اسم کتاب یا رمان را تحویل تو بدهد. کسی چه میداند، شاید میان نوشته های تو نیز یک نفر خودش، مسیر آینده اش و تصمیم نهایی اش را پیدا کند.
همان متن یا داستانی که به خیالت به هیچ دردی نمیخورد! شاید گمشده ای باشد که یک نفر هزاران بار جستجو کرده و نیافته باشد. فقط به این خاطر که کلید واژه ی مفقوده در سر تو میچرخیده و تو از هراس نقد شدن هرگز آن را به روی کاغذ خالی نکرده ای.
ننوشتن جفای بزرگی است. اول به خودت که با ننوشتن رد پای بودنت را از جهان دریغ میکنی و بعد به آنان که برای یافتن کلید قفلهای زندگی به دل کتابها و جستارها میزنند.
اگر امروز واژه ی 《کوتولگی》 در برابر زندگی، چراغی در ذهن من روشن کرده فقط بخاطر آن است که یک نفر آن سوی دنیا بدون فکر به اینکه آیا این نوشتن به کار می آید یا نه، فقط نوشته و امروز من در این سوی دنیا یک‌ جای خالی را با آن لغت پر کرده ام. برای موثر بودن، کارهای زیادی وجود دارد که نوشتن یکی از ارزشمندترین آنهاست.

 

نوشتن یک‌ متن، یک شرح حال خواندنی و حتی یک نامه و گاهی فقط یک توضیح کوتاه … قطعا کسی در این کره ی خاکی وجود دارد که با نوشتن تو جای خالی ذهنش را پر خواهد کرد. پس بنویس تا اول به خودت و بعد به بشریت مدیون نباشی.
#آزاده_کیومرثی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *